امروز اولین روز مهر بود و از فردا هم که مدرسه ها شروع میشه و منم مث بیشتر بچه ها دیر به دیر میام نت. امروز هم بعد مدت ها یه سر به وبلاگ نوگل جون زدم اما یه چیزی دیدم که نزدیک بود شاخ در بیارم اون چیزی که خوندم این بود: "رضایا داره ازدواج میکنه! یه خبر کاملا ضروری و خیلی خیلی خیلی مهم برای شما دارم!
رضایا داره ازدواج میکنه و از ایران میره!!!
میدونم با گفتن همین یه جمله کلی تلفات داشتیم!این خبر همین الان به دست من رسید و من کاملا از بابتش مطمئنم...یه مدت پیش یکی از بچه ها این سوال رو ازم پرسید!اون موقع من از حرفش خندم گرفت!ولی الان دارم میگم که گل گفتی!!!
امیر قصد داره که با نازنین ازدواج کنه!نازنین همراه با خانوادش رفته بود کنسرت امیر تو دبی!و اونجا وقتی دید که همه دارن خودشونو واسه امیر میکشن دیگه دید وقتشه و دل امیر رو یه جور قاپید که دیگه این آقا امیر از عشق نازنین به جنون رسید و تصمیم گرفت که تو ۲۲ سالگی ازدواج کنه"
خب منم مث نوگل از این بابت خوشحالم ولی آخه یه خورده عجیبه! نه؟؟؟؟؟؟؟
ولی عجیب تر اینه که میخواد از ایران بره.البته میدونم که ممکنه به نفعش باشه ولی خب یه خورده ناراحت کنندس
اما یه چیزی واسم اینجا مبهمه اونم اینه که بالاخره امیر نازنین رو دوس داره یا نه
بهرحال به من ربطی نداره
خب دوستای گلم دیگه کم کم باید ازتون خداحافظی کنم
.......خب.........خیلی سخته اما خدااااااااااااااحاااااااااافظ  
|